روزهای با تو بودن
... پایان ...
+ نوشته شده در دوشنبه 6 مهر1388 * 0:30 به قلم عاشق همیشگی تو
سلام بر تو بر تویی که واژه ی دوست داشتنرا نثار قلب من کردی و با دستان گرمابخشت بر گیسوان من تاجی از گلهای یاس و مریم را نشاندیتویی که با ترانه های عاشقی برآوای ظریفم قدم نهادیو آنگاه بود که دلم گفت: نگاه کنگوش کن جلوه های مهتابی را و زمزمه های عاشقی راو نگذار که هرگز از تو دور شوندو اینجا بود که من به آوای دل گوش جان سپردمو با تمام وجود به تو گفتم که ای عشق من دوستت دارمپس آنچه که در ذهن و قلبم غوغا می کند برای تـــــو در این خلوتگاه می نویسم...و روزهای با تو بودن را ...در آن رقم می زنم .. تا آن را بخوانی و شاهد .عشقی پاک و استوار باشیعاشق همیشگی تــو ...
عشق خوبم بدان که همیشه دوستت خواهم داشت